مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

69

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

كه وى حامل نامه‌اى از اهل كوفه براى امام حسين بود و همراه مسلم به كوفه بازگشت . آنگاه در راه كوفه نامه مسلم را نزد امام حسين عليه السلام برد و بار ديگر نامهء امام را براى كوفيان آورد كه در راه دستگير و در قادسيه زندانى شد ؛ و موضعى سرسختانه از خود نشان داد كه نشان شجاعت ، دوستى [ وى به اهل بيت و بزرگى [ مقام ] اوست . قيس بن مُسَهَّر بن خالد بن جندب . . . اسدى ، از تيره صيدا از قبيله بنىاسد است . قيس از بزرگان بنىصيدا و مردى شجاع و از دوستداران مخلص اهل بيت عليهم السلام بود . ابومخنف گويد : پس از مرگ معاويه شيعيان در منزل سليمان بن صرد خزاعى گرد آمدند ؛ و به حسين بن على عليه السلام نامه نوشتند و خواستار بيعت با وى گشتند . نامه را همراه عبدالله بن سبع و عبدالله بن وال نزد حسين عليه السلام فرستادند . پس از دو روز ، نامه ديگرى را همراه قيس بن مسهر صيداوى و عبدالرحمن بن عبدالله ارحبى فرستادند و دو روز بعد از آن نامه‌اى را به وسيلهء سعيد بن عبدالله و هانى بن هانى نزد آن حضرت گسيل داشتند . حسين عليه السلام مسلم بن عقيل را فراخواند و او را به كوفه فرستاد و قيس بن مسهر و عبدالرحمن ارحبى را با وى همراه ساخت . چون به تنگه واقع در « بطن خبت » رسيدند - چنان كه گفتيم - دو راهنمايشان منحرف شدند و راه را گم كردند و از تشنگى بىرمق بر زمين افتادند . مسلم با نوشتن نامه‌اى موضوع را به امام عليه السلام گزارش داد . چون قيس نامه را نزد امام حسين عليه السلام آورد حضرت پاسخ نامه مسلم را نوشت و همراه خود قيس به كوفه فرستاد . « 1 » گويد : مسلم با مشاهده اجتماع مردم كوفه بر بيعت با حسين عليه السلام ، موضوع را براى آن حضرت نوشت و آن نامه را همراه قيس فرستاد ؛ و عابس شاكرى و غلامشان شوذب با وى همراه گشتند . اينان در مكه خدمت امام عليه السلام رسيدند و با وى همراه گشتند و به كربلا آمدند . ابومخنف گويد : امام حسين عليه السلام پس از رسيدن به « حاجر » از « بطن رمه » براى مسلم و شيعيان كوفه نامه‌اى نوشت و آن را همراه قيس ارسال داشت . حُصَين بن تميم قيس را

--> ( 1 ) - در بخش‌هاى پيشين اين كتاب ، اصل وقوع اين رويداد و جزئياتش را مورد مناقشه قرار داديم . به نظرمىرسد كه نويسنده ابصار العين با وجود باور به درستى اصل واقعه ؛ اين را كه مسلم از امام خواست كه معافش دارد و يا اين كه امام مسلم را به ترس متهم ساخته است باور ندارد .